اگر نمی توانید ۲۴ ساعت بیدار بمانید و دو طلوع را تماشا نمایید ٬ حداقل برای یک بار هم شده غروب را بنگرید و تا صبح به انتظار خورشید بنشینید و طلوع آن غروب را بنگرید .
دعا برای فرج ـ منتظر ماندن برای آمدن منجی ـ امید ـ کمک
موارد مذکور فرعیات انتظار است و اصل بالا بر دن سطح شعور و درک نیاز تبعیت از ولی الله است که باید در بشر به وجود آید و آن زمان که بشر به آن مرحله از عطش رسید که نیاز آب را برای خود حیاتی دانست آنگاه قدر آنرا خواهد دانست و برای رسیدن به آن تلاش خواهد نمود و زمانی که انسان تنها راه سعادت خود را تبعیت مطلق از فیلسوف شاه بداند آنگاه تمامی شرایط او را خواهد پذیرفت و به دنبال بر طرف نمودن حجابه ا و فاصله ها خواهد بود بهدین معنا که تلاش خواهد نمود تا عاملی که بر خلاف میل ولی خدا باشد را از بین ببرد حتی اگر شدیدا بدان وابسته باشد .
و زمانی که شما اهمیت وجود برتر را در راس نظام درک نمودید برای گسترش احکام وی تلاش خواهید نمود . و انتظار بدین معناست که ساختن باید از خود آغاز شود و طی قاعده "مصلح باید خود صالح باشد" انتظار از خود سازی ما آغاز می گردد .
همچون مثال مقام معظم رهبری که فرمودند همچون سربازی مجاهد برای زمینه سازی ظهور باید تلاش نمود .
انشاء الله از منتظران دولت کریمه وعده شده باشیم .
تو گلی من چمنم ای لاله
تو فروغ سحری در شبها
من به سان غم و افسون واره
نكته مهم : وابستگي هايي كه ما را از هدف دور مي نمايند بايد قطع شوند .
مطلب فوق بخشي از اظهارات آيت الله هاشمي رفسنجاني، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام است كه روز دوشنبه در جمع فعالان اقتصادي خراسان رضوي، در مشهد مقدس بيان كرده اند.«مقام معظم رهبري در ابتداي فعاليت دولت نهم از ما خواستند مدتي با اين دولت مدارا كنيم، ما هم در اين سه ساله با قوه مجريه مدارا كرديم اما مي توانيم بگوئيم اين مدت تمام شده است.»
۱ ـ شما کی با دولت مدارا کردید ؟
۲ ـ چرا از طرف رهبر انقلاب حرف می زنی ؟
۳ ـ ای دلسوز انقلاب ٬ چرا این حرف را در بدترین شرایط فشار خارجی و اوج افزایش قیمتهای جهانی و وضعیت نامناسب اقتصادی مطرح می نمایید ؟
۴ ـ آیا شما به دنبال تخریب دولت هستید و یا تخریب ... ؟
خداوندا دشمنان نظام و دشمنان مقام معظم رهبری را از زندگی نامید نمای .![]()
نمی دانم چرا رسانه های ایران اعلام کردند که فتخ این ورزشکار به ناگهان پاره شده و بالاجبار از این مسابقه کنار رفت . این در حالی است که در این رشته ایران برای اولین بار به مسابقات جهانی راه یافته بود و این جوان ایران توانسته بود رکورد جدیدی را به نام خود ثبت نماید .
تا اینجای داستان مشکلی وجود ندارد ولی ایراد کار در این مسئله است که جوان ایرانی که تا دیروز به صورت داوطلبانه از رویارویی با نماینده ی رژیم جعلی صهیونیستی کنار می رفت ٬ چه شده که امروز باید با اجبار این کار را انجام دهد ؟
سوال در همین جاست ٬ چرا ؟
آیا ما در ترسیم هدف خود کوتاهی نموده ایم ؟
ولي در هر حال نبايد زياد نگران بود زيرا :
1 _ اسرائيل به تنهايي جزء اعداد و ارقام محسوب نمي شود
2 _اوباما هنوز هيچ سمت رسمي در آمريكا ندارد
3 _نهايتا هم اگر جنگي اعتلافي بر عليه ايران صورت پذيرد ، به حول و قوه الهي پيروزي از آن ما خواهد بود
نهايتا اينكه جاي هيچگونه ترس و نگراني وجود ندارد .
چرا جهان ؟
چون مدتی بود ایران برای حال دادن به سازمانهای حقوق بشری و شاید نوعی چراغ سبز به غرب ٬ اعدام را کنار گذاشته بود که با توجه به موضع گیری جدید کشورهای مذاکره کننده در این رابطه ٬ ایران هم به نوعی تلافی کرد .
چرا ما ؟
چون این اعدام ها مرا به یاد یک سال قبل می اندازد که با اعدام تعدادی از اشرار و طرح مبارزه با اراذل و اوباش ٬ فضای جامعه حالتی امنیتی و پلیسی به خود گرفت و بعد از آن شاهد طرح کارت سوخت و نهایتا سهمیه بندی بنزین بودیم ؛ حالا هم همان وضعیت به صورت مشابهی تکرار شده و خدا به این مردم بیچاره رحم کند که معلوم نیست اینبار چه خوابی برایمان دیده اند .
ختم کلام آنکه به جای اعدام افرادی که جرمشان حمل و نگهداری مقدار ناچیزی مواد مخدر بوده بهتر بود با آنها که از بردن نامشان هم وحشت داریم ( مفاسد اقتصادی بزرگوار ) برخورد می کردیم .
با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ایران گمانه زنی ها در مورد کاندیداهای مطرح و درصد انتخاب ایشان بالا گرفته است لذا بر آن شدم تا در این باره مطلبی بنویسم تا مانند انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نشود که یک سال قبل احتمال پیروزی اوباما را در نظر داشتم و ننوشتم . شاید بپرسید از کجا ( ۱ - نوعی تابو شکنی در امور فرعی و غیر مهم سیاستگذاری آمریکا ۲ ـ جلب حمایت و نظر سیاه پوستان و حامیان حقوق برابر در این کشور ۳ ـ برخی نشانه ها از جمله نسخه ی آخر فیلم ایکس من که در آن رئیس جمهور آمریکا فردی سیاه پوست بود ۴ ـ نزدیک شدن میزان آرای سیاهان به سفیدها در این کشور ۵ ـ ورود کارگزاران سیاه پوست در دوره بوش به عرصه سیاست مانند رایس و كالين پاول و غیره )
از آمریکا که بگذریم به ایران می رسیم و احتمال حضور کاندیداهایی چون احمدی نژاد ( جریان حاکم و اصولگرا ) ٬ قالیباف ( اصولگرایان معتدل ) ٬ کروبی ( اعتماد ملی ) و عارف ( اصلاح طلبان ) بیشتر از دیگران خواهد بود . و چهره های دیگری که در این میان از شانس کمتری برخوردار خواهند بود .
البته اشخاصی مانند خاتمی و ولایتی هم از سوی رسانه ها مورد توجه واقع شده اند ولی من به حضور ایشان اعتقادی ندارم ؛ به این دلیل که استقبال آراء از خاتمی چندان نخواهد بود و حضور ایشان به منزله شکستی سخت خواهد بود و از طرف دیگر سیستم مهره ای مانند ولایتی را برای دوره های بعدی در نظر گرفته است و در این دوره نیاز به تقابل نیروهای اصولگرا نیست .
در این انتخابات جا دارد تا دو فرد دیگر هم از طرف کارگزاران و خانه کارگر رقابت نمایند ؛ کارگزارانی که بعد شکست هاشمی خود را کنار کشیده و تنها به حمایت از رقیبان دولت پرداخته و خانه کارگری که مدتی است نظام به دنبال باز تعریف جایگاه آن در ساختار است .
در مورد شانس انتخابات هم می توان گفت که شانس احمدی نژاد و قالیباف بیش از دیگران خواهد بود به این صورت که آرای شهرستانها به صورت گسترده از آن احمدی نژاد خواهد بود و در تهران با توجه به تلاش های فراوان قالیباف و حمایت مخالفان جریان حاکم از او ٬ بیشتر آراء به نام قالیباف خواهد بود . ولی نهایتا با فاصله ای زیاد برنده ی اصلی این رقابت احمدی نژاد خواهد بود . وظیفه اصولگرایان در این برهه دوری از ایجاد اصطکاک و تفرق آراء است . آراء تهران در این دوره یکی از کمرنگترین دوران خود را خواهد دید و رقابت میان احمدی نژاد و قالیباف به صورت دو سوم آراء قالیباف در مقابل یک سوم احمدی نژاد خواهد بود . اما چهره ی فربه ای مانند ولایتی که به عقیده ی اینجانب دو دوره ی بعد از احمدی نژاد را به دست خواهد گرفت و شاید بعد از ولایتی هم نوبت این خدمتگزار باشد تا پرچم را به دست صاحب اصلی تحویل دهد . و اما در پیش بینی دوران احمدی نژاد می توان گفت که سیاست خارجه ایران از حالت تهاجمی کمی عقب خواهد نشست و در دوران ولایتی سیاست خارجی شکلی تعاملی با کشور های دیگر را دنبال خواهد نمود و در دروان این خدمتگزار شاهد بازگشت به اصول و ارزشهای انقلاب با در نظر گرفتن محدودیتها خواهیم بود . البته در تمام موارد ممکن است اتفاقات غیر منتظره ای روی دهد که نشات گرفته از سیاست تغییر مولفه های سنتی ( در امور فرعی و غیر اثر گذار ) در سیاست ایران است که چند سالی است در حال پیگیری می باشد ٬ لذا احتمال هر حادثه ای به دور از واقعیت نخواد بود .

