تبليغاتX
اليس الصبح بقريب
بازتاب قمه زنی روز عاشورا در میان اعراب سنی

در لینک فوق به بهانه مبارزه با تحریفات عزاداری سید الشهداء ع علنا به ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی دامن زده شده و به نوعی زیرکانه انزجار از اهل تسنن به مخاطب تلقین می گردد . نکات قابل تامل به شرح ذیل است :

۱ ـ سایت عربی که چنین مطلبی را منتشر کرده مسلما به دنبال ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی بوده که به هدف خود رسیده

۲ ـ نظر دهندگان ـ تفکر یک عده خاص را منعکس نموده

۳ ـ سایتهای داخلی چرا اشتباه آن سایت عربی را تکرار نموده اند

۴ ـ بحث انحرافات عاشورایی را نباید به کل شیعیان تعمیم و توسط عده ی معدودی انجام می شود

و مراجع تقلید چنین مواردی را رد کرده و از انجام آن نهی نمده اند

فراموش نکنیم که به فرموده مقام معظم رهبری بزرگترین وظیفه امروز جهان اسلام اتحاد است . و به همین جهت امسال را به نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی مزین نموده اند .

نوشته شده توسط عباس حسين زاده در پنجشنبه 27 دی1386 ساعت 23:0 | لینک ثابت |
تا به حال از تکنیک پلیس خوب و در مقابل آن پلیس بد چیزی شنیده اید .

در پرونده هسته ای ایران کشورهای اروپایی به نوبت این نقش را به خوبی بازی کرده اند

و در هر دوره یکی از سه کشور اروپایی نقش مثبت را برای کسب امتیاز از ایران به عهده گرفته و دیپلماسی ایران هم فقط بعضی وقتها ! آن طرف را حلوا حلوا کرده و بر سر گذاشته البته فقط بعضی وقتها .

نباید فراموش کرد زمانی که ایران به یک طرف امتیازات خوبی می دهد شنان دهنده آن است که نوبت آن کشور شده . حالا آلمان ـ فرانسه یا انگلیس و بعد از مدتی مثل اینکه هیچ اتفاقی نیفتاده همان کشور به دشمن درجه یک ما بدل می شود .

به یا فرمایش مقام معظم رهبری می افتم که : در مقابل گرگها حتی نباید یک قدم به عقب رفت

الحمد و له در دولت نهم سیاست تهاجمی فعال بوده و هست

همین دو روز پیش بود که آلمانی ها گفتند ایران شریک تجاری ما است و خواستار گفت و گو با ایران شدند

حالا که دیدن ایران بهشون امتیاز نداده این و گفتن

و این براشون ثابت شد که فعلا پشت ایران گرمه و مذاکرات با البرادعی برای ایرن مثبت بوده .

نوشته شده توسط عباس حسين زاده در پنجشنبه 27 دی1386 ساعت 1:27 | لینک ثابت |

اگر قدرتهای جهان را در دو دوره مشخص قبل از ظهور اسلام و بعد از ظهور اسلام تقسیم نماییم .

می توان گفت قدرتهای برتر قبل از ظهور اسلام : ایران _ یونان _ چین _ مصر

و قدرتهای ظاهر شده بعد از اسلام در کنار موارد قبلی از : روسیه _ انگلستان _ فرانسه

در این مطلب به دنبال عوامل بقای قدرتها در جهانی پر از رقابت و پیشرفت هستیم .

الف) عوامل جغرافیایی

1 _ وجود منابع طبیعی مانند آب و هوای مناسب و وجود زمینهای مناسب کشاورزی , نزدیکی به آب و مراتع و چراگاهها موجب تمرکز جمعیتی در این مناطق می شد .

2 _ وجود موانع طبیعی و جدا کننده از رقبا و قدرتهای دیگر

ایران توسط رشته کوههای زاگرس و البرز _ دریا _ و بیابان

یونان در آن سوی رشته کوههای البرز و فلات ایران _ دریای مدیترانه

مصر بوسیله دریا های اطراف خود _ صحرای سینا

چین توسط رشته کوههای هیمالیا

روسیه به دلیل واقع شدن در سرزمین سرد

انگلستان که حالت جزیره ای داشته و آب آنرا احاطه کرده و ژاپن به همین شکل و موارد دیگر ...

ب ) جمعیت شناختی

1 _ وظیفه تامین امنیت و حفظ زیست فرو دست باعث تاسیس و تقویت نهادهای نظامی و سیاسی ، اجتماعی در این قدرتها جهت حفظ استقلال تامین منافع می شد .

به علت کمبود زمینهای مناسب جهت تامین منابع و مواد غذایی و محل سکونت مناسب رقابتی همیشگی وجود داشت که لازمه تامین امنیت برای فرودست را از سویی و از طرفی زیست اجتماعی بشر و نیازهای متقابل جهت حفظ زیست از عوامل زندگی اجتماعی بود .

لذا مردم و قبایل بخشی از قدرت و امتیازات و امکانات خود را در اختیار فرادست قرار می دادند .

اعضای خانواده به پدر >  خانواده به عشیره  >  عشیره به رئیس قبیله  >  قبایل کوچک به قبیله بزرگتر و مرکزی  >  حاکمان منطقه ای  >  قدرت برتر

2 _ تجمیع قدرت و انرژی در راس باعث جلب دو طرفه نخبگان به آن می شد و راس سیستم نیز برای حفظ خود همواره تلاش می نمود تا ابزارهای حفظ و افزایش قدرت را به دست آورند .

این ابزار می توانست

نظامی

سیاسی

فرهنگی

حقوقی

منابع اقتصادی و کشاورزی

افزایش جمعیتی و پیشرفتهای پزشکی می بود .

تکنولوژی و ابداع روشهای جدید جهت بهره وری هر چه بهتر از امکانات موجود در آن زمان و تغییرآن روشها و امکانات با تغییر شرایط

ج ) تاریخی

قدرتهای قوی تر و با ثبات تر خصوصا آنهایی که بحران ها را بهتر از دیگران مدیریت و رفع کرده بودن با غلبه بر قدرت های ضعیفتر اطراف خود منابع و گاها تمدن آنها را برای رشد خود جذب می نمودند . البته تمدنهای برتر با غلبه بر طرف ضعیفتر موجبات نارضایتی مردمان طرف مقابل را فراهم نمی کردند و به عبارتی تعارضات میان سیستم بود و پس از فتح سرزمین بدنه از برخوردی مصون بود و از سوی دیگر غالبا مردمان قدرت ضعیفتر قبل از جنگ تسلیم فرهنگ تمدن برتر می شدند .

د ) تعارضات ایدئولوژیک

1 _ غالب تعارضات در تاریخ معمولا به صورت دو قطبی بوده و یک طرف نقش مثبت و طرف دیگر نقش منفی را داشته , که در دوران مختلف این حالت به صورت پاندولی متغیر بوده است به صورتی که با ظهور دین جدید و تلاش جهت گسترش آن , چنین تعارضاتی به وجود می آمد .

2 _ از طرف دیگر ظهور پیامبران الهی و ادیان جدید در درون هر تمدن باعث اصلاحاتی در آن می شد و تحولات درونی و نهایتا پیشرفتهای خاصی را حاصل می شد .

نهایتا می توان گفت بعد از ظهور پیامبر خاتم و تاثیر آن در تفکر مردمان قدرتهای برتر به نوعی شاهد فروپاشی چنین عمده فرهنگهایی شدیم و با خرد شدن و تضعیف قدرتهای برتر قدرتهای میانی و ضعیفتر رو به رشد نهادند .

چنانکه در مرحله ای قدرتهای میانی مانند روسیه , انگلستان , فرانسه و عثمانی

و در مرحله بعد در کل جهان از جمله اروپا , شرق دور و نهایتا با کشف قاره جدید در آمریکا قدرتهای ضعیف فرصتی برای رشد یافتند .

نتیجه گیری

حال امپراتوری خفته ایران پس یک هزاره بیدار شده و با تکیه بر دو مولفه عمده

1)         فرهنگ ایرانی

2)         دین نجات بخش اسلام

در اختیار این مردم قرار گرفته تا با هدف پاسخگویی به نیاز بشر امروز با تمسک به عقلگرایی شیعی وغرابت آن با فرهنگ ایرانی , حکومت جدیدی در این سرزمین شکل گیرد تا در مرحله بعد آنرا به جهانیان عرضه تا از اسارتها و استبدادها رهایی یابد .

لازمه نیل به این هدف :

1 _ تقویت بنیادهای عقیدتی داخلی و ایجاد آمادگی در مبانی و آموزه های دینی برای پاسخگویی به سوالات نسل آینده در زمینه های مختلف است که اولا به عهده مراجع گرام است تا با استنباط از منابع چاچوبه آنرا تعیین نمایند و در مرحله بعد روشنفکران و علما آنرا گسترش دهند و در مرحله آخر در سطح عمومی جوانان و مردم آنرا کامل و نهادینه نمایند.

2 _ جهانشمول نمودن آن و بر طرف نمودن مشکلات و موارد متحدثه آن برای انسان امروز و پاسخ به سوالات نسل فردا است , که مطمئنا این ظرفیت اگر در ما نباشد در هیچ جای دیگری یافت نخواهد شد . پس بیائید قدر این فرصت و امانت پیشینیانمان را بدانیم و به راحتی از دستش ندهیم .

اکنون به ذهن و فکر شما جوان ایرانی و دوست دار گسترش صلح در جهان نیازمندیم تا اذهان را برای ظهور حضرتش آماده کنیم و دشمن این را خیلی بهتر از ما متوجه شده و برای جلوگیری از زنده شدن فرهنگ ایرانی با قلب شیعی دست به هر اقدامی می زند . به گوش باش و تلاشگر

نوشته شده توسط عباس حسين زاده در پنجشنبه 27 دی1386 ساعت 0:10 | لینک ثابت |
بنگر در این میانه کو جای عاشقانه

هیچ است این فسانه تا نشکفد ترانه

گاهی زند ستاره فریاد بی نشانه

تا کی شود یگانه در یاد من سمانه

کی می شوی بر ما ای غائب از نظر ها

تا در سرای پایت قربان شود بهانه

تا ناکجای امید فریاد کس نیامد

یا سر دهد به دوشم یا پر زند ز شانه

روزی روم از اینجا از یاد و هم نظر ها

اما چه سود آن دم تنها شوم به خانه

هر دم رسد پیامی از سوی آشنایی

یاد گران مایی ای منجی شبانه

پر می شود ز احساس در کوی هر نگاری

بازم چه حاصل از ما چون طی شود کرانه

بر شو تو بین کمانه تا زلف این شراره

سر می کند ز عشقش از داد این زمانه

نوشته شده توسط عباس حسين زاده در چهارشنبه 26 دی1386 ساعت 18:28 | لینک ثابت |
در مدتی کوتاه سه اسوه فقاهت و اخلاق و علم و ادب و خادم قرآن کریم به لقاءالله پیوستند و با زمینیان وداع کردند .

درگذشت عالم فقید حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی

مجتهدی

و  درگذشت استاد سيدجعفر شهيدي

شهیدی

و همچنین درگذشت قاری محبوب قرآن شحات محمد انور

شحات انور

را به خانواده ایشان و طالبان محضرشان تسلیت میگویم .

نوشته شده توسط عباس حسين زاده در سه شنبه 25 دی1386 ساعت 1:23 | لینک ثابت |
با توجه به علقه های پان ایرانیسم بسیار شنیده ام که اعراب معاصر را جاهل ترسو و غیره می نامد .

در حالی که اگر در مولفه های اتخاذ سیاست خارجه این کشور ها بیشتر دقت کنیم و خود را به جای ایشان بگذاریم خواهیم دید که بر پایه ی نوعی واقع گرایی مبتنی بر منافع ملی در حرکت هستند .

رفتار اعراب در تقابل میان قدرت ایران و آمریکا در منطقه به نوعی هم بر محور منافع مشترک حرکت می نمایند و هم تعارضات و گاهی رقابتها مابین . حال هر کشور ممکن است در یک زمینه به دنبال منافع مشترک باشد و در زمینه های دیگری با هر یک از این قدرتها ( ایران و آمریکا ) تعارض منافع داشته باشند .

این پیچیدگی خاص در سیاست خارجی اعراب منطقه تحت تاثیر چند عامل اساسی است :

۱ ) الزام روابط با قدرتهای فرا منطقه ای و وابستگی های سیاسی  ِ اقتصادی و نظامی 

        الف ) جهت بقای این حکومت های غیر دموکراتیک و کسب مشروعیت از خارج

         ب ) ذهنیت احساس تهدید از طرف جمهوری اسلامی

         ج ) تعاملات اقتصادی و نفتی و مسائل وابسته به آن

۲ ) احترام به قدرت منطقه ( ایران ) 

         الف ) وجود گرایشات مردمی و داخلی به ایران ( فشار های داخلی و کسب مشروعیت داخلی )

          ب ) شعارهای جمهوری اسلامی و پافشاری بر مواضعی همچون مبارزه با اسرائیل و یا حمایت از گروه های مسلمان در جهان و مطرح شدن ام القری جهان اسلام

          ج ) تکیه این کشور ها به ایران به عنوان قدرت نظامی منطقه و یا کسب برخی تکنولوژی ها

۳ ) رقبتهای منطقه ای میان خود اعراب و کشورهای دیگر خاورمیانه

          الف ) رقابتهای اقتصادی فی ما بین

          ب ) اختلافات مرزی و قومی قبیله ای

          ج ) اتخاذ سیاستهای خاص در برخورد با مسائل مختلف از جمله روابط با اسرائیل

          د ) سهم خاهی برخی کشور ها در ایفای نقش در خاورمیانه مانند عربستان و مصر

۴ ) نفوذ برخی دستهای خارجی در تصمیمات کلان این کشورها گاها از طریق حمایت از برخی امرا و شاهزادگان و یا اعمال نظرهای شخصی در سیاست خارجی

نوشته شده توسط عباس حسين زاده در دوشنبه 24 دی1386 ساعت 1:39 | لینک ثابت |
باتشکر از شبکه چهار سیما و دست اندرکاران برنامه دو قدم مانده به صبح .

حداقل مطلبی که از این برنامه آموختم طریق استفاده از الفاظ زیبا و احترام آمیز در سخن گفتن است .

این برنامه که واقعا نکات جذاب و جدیدی در ساخت آن به کار رفته دارای ایراداتی هم هست که می توان پراکندگی مطالب و ساعت نا مناسب پخش آنرا به عنوان مثال بیان نمود .

امیدوارم سبک جدیدخود را ازدست ندهد و شبکه های دیگر مانند این برنامه ها را تولید نمایند .

نوشته شده توسط عباس حسين زاده در دوشنبه 24 دی1386 ساعت 0:36 | لینک ثابت |
ای مهربان , نکند حجاب ستاریت همچون برف زمستانی در مقابل خورشید عدالتت , آب شود
آه اگر سفیدی کنار رود , سیاهی ها رو می شود
بگذر
ای کریم
نوشته شده توسط عباس حسين زاده در شنبه 22 دی1386 ساعت 16:25 | لینک ثابت |
با عبور از چهلمین سالگشت درگذشت جهان پهلوان تختی و از طرفی حمایت قلبی مارادونا از ایران در روزهای اخیر لازم دیدم که به این موضوع اشاره ای نمایم.
هر دو اسوه جوانان دوران خود بودند
هر دو این نفرات با تلاش و پشتکار به آن مقام رسیدند
هر دو در رشته ورزشی به مقامات برتر دست یافتند
هر دو پس از رسیدن به عنوان برترین در رشته خود به نوعی در مقابل سیتم ایستادند . به طوری که مارادونا با دشمنان آمریکا دیدار نمود و غلامرضا تختی با شاه سر ناسازگاری نمود
هر دو به طرز مشکوکی معتاد شدند و از برترین بودن و اسوه بودن فاصله گرفتند و از آن بدتر به طرز مزبوحانه ای مورد ترور شخصیتی قرار گرفتند
در نهایت می توان گفت یکی از روشهای کنار زدن چنین مهره هایی توسل به شیوه اخیر است

فشار محافل صهيونيستي آرژانتين به مارادونا

نوشته شده توسط عباس حسين زاده در سه شنبه 18 دی1386 ساعت 18:54 | لینک ثابت |
با سفر مقام معظم رهبری (مدظله العالی) به استان یزد در آستانه انتخابات مجلس . این سوال به ذهن می آید که تا چه زمان باید از شخصیت کاریزمای رهبر انقلاب و یا شرکت حداکثری مردم در انتخابات و حضور تودهای کثیر ملت در راهپیمائیها و غیره برای کسب مشروعیت استفاده کنیم ؟
درست است که ملت مسلمان ایران در هیچ زمانی صحنه را برای حمایت از آرمانهای انقلاب خالی نکرده اند و همچنین مقام عظمای ولایت همیشه با مناعت طبع از شخصیت خود برای انقلاب خرج می کنند . ولی آیا بهتر نیست دولتمردان و مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی ,که برای آبیاری این نهال الهی خونهای پاک شهیدان و خون دلهای مردمان این دیار نثار شده , با تدبر بیشتری عمل نمایند ؟ و به دنبال راههای دیگری برای کسب مشروعیت باشند ؟
چطور کشوری مانند آمریکا , که حضور مردم در انتخابات در سطح حداقل است و مردم از مشکلات فرهنگی و اقتصادی رنج می برند و همچنین حقوق بشر چندان رعایت نمی شود , مشروعیت خود را از دست نمی دهد ؟
بیایید در چارچوب اسلام و راهنماییهای مقام معظم رهبری برای خدمت به ملت مسلمان ایران در هر زمان و مکانی تلاش صادقانه نماییم  تا در دنیا و آخرت از رستگاران شویم
و چه زیبا نام نهاد رئیس جمهور مردمی این دوره را با نام دولت خدمتگذار . امید داریم تا این شعار که سرآغاز نوعی تحول در نگرش مسئولین نسبت به مردم است تحقق یابد .
نوشته شده توسط عباس حسين زاده در شنبه 15 دی1386 ساعت 4:52 | لینک ثابت |
هدف سرمایه داری از افزایش درامد و سود به هر وسیله ممکن دارای پشتوانه ایدئولوژیک بوده که بسیاری از نظریه پردازان بدان نپرداخته اند حال تمام جهان غرب با ایدئولوژی خود در مقابل ایدئولوژی اسلامی ایستاده و هدف ایدئولوژی غرب از ققدرت گرفتن به هر طریق ممکن ، تسلط ب کل جهان بوده که مانع ایشان اسلام بود و از آن زمان تاکنون به وسیله ابزارها و روشهای متعدد اعم از متعارف و غیر متعارف و در بسیاری موارد بدیل و به گونه ای ماکیاولیستی سعی در کنار زدن اسلام داشته اند لذا با تقویت اقتصاد توانستند ارکان دیگر قدرت که همانا قدرت نظامی ، فرهنگی ، سیاسی و علمی ـ صنعتی را به دست آورند و از طرف دیگر رقیبان خود را که در راس آن جهان اسلام بود با استراتژیها و تاکتیک های هوشمندانه , با تکیه بر اقتصاد قوی کنار بزنند و قدرت جهان غرب را به حدی برسانند تا رقیبان را به کلی محو نماید .
باید توجه نمود که با جان گرفتن جهان اسلام پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تلاش های ناکام دشمنان برای از پای درآوردن آن نقطه تمرکز و اتکایی برای محوریت ایدئولوژیک در جهان اسلام به وجود آمده است که به یاری امام زمان (عج) هر روز بر قدرت مادی و معنوی آن افزوده می شود ؛ به زمان رویارویی دو ایدئولوژی غرب و اسلام نزدیک می شویم . درست است که گفتمان برخورد تمدنهای هانتینگتون با هدف تخریب جهان اسلام و سیاست دشمن سازی و بزرگنمایی قدرت دشمن برای غرب در زمانی که جهان اسلام در اثر توطئه ها و نفوذ جهان غرب دچار عقب مانگی ، تفرقه و مشکلات متعددی است که جبهه ایدئولوژیک مقابل غرب را به شدت تضعیف نموده به طوری که در عمل بسیار نوپاتر از آن بوده و هست که در زمان مطرح شدن نظریه برخورد تمدنها یارای مقابله با غرب را داشته باشد . در این میان باید توجه نمود که اول بار بحث تقابل و برخورد اسلام و غرب ، توسط خود غرب مطرح شده که این خود نشان از عقده های درونی و هدف غایی غرب دارد ، از طرفی هم افرادی مانند فولر که برای رد نظریه برخورد تمدنها ؛ مسحیت را به جای تمدن غرب به کار برده و دو دین اسلام و مسحیت را در مقابل یکدیگر قرار می دهند ، جای تامل دارد . زیرا از دیدگاه اسلام ادیان پیامبران الهی مانند ابراهیم ـ موسی و عیسی مورد تایید بوده لذا با توجه به عدم پیروی رهبران جهان غرب از انبیاء الهی و تحریف ادیان ، هیچگاه نباید جهان غرب را به عنوان مظهر مسیح (ع) و موسی(ع) دانست بلکه به عنوان حرکتی شیطانی در لباس ادیان الهی نگاه کرد ، که بخد از کنار زدن دین نوح , ابراهیم , موسی و عیسی اکنون تجدید قوا نموده تا آخرین دین آسمانی را در جهت تسلط تاریکی بر جهان از بین ببرد و برخورد اسلام پس از قدرت گیری با مسحیت و یهودیت نیست بلکه با مظاهری است که خود را به جای آنها جا زده اند .
به بحث که پیشرفتهای اقتصادی غرب با پشتوانه ایدئولوژیک بود برمی گردیم ؛ از آنجا که برای انجام کار های بزرگ نیاز به اهداف بزرگتر داریم و با توجه به محیا شدن غرب برای محو اسلام باید مسلمانان به هر طریق ممکن خود را در مقابل این تهدید قدرتمند نمایند که برای هدایت مسلمانان نیاز به نظم است و برای ایجاد نظم نیازمند ساختار می باشیم و هر ساختار نیازمند رهبرانی جهت هدایت آن است که به کل این مجموعه " حکومت اسلامی " اطلاق می شود و وظیفه ایجاد زمینه های کسب و گسترش قدرت اسلام و تبدیل چالشها و تهدید ها به فرصت وظیفه حکومت اسلامی است .
لذا جهت تبدیل نیروهای بالقوه به بالفعل لازم است اتحاد میان مسلمانان ایجاد گردد که لازمه اتحاد اولا تاکید بر مبانی مشترک اعتقادی و ثانیا روشن نمودن تهدیدها برای مسلمانان است و در مرحله بعد باید نقش و عملکرد هر یک از مسمانان در غالب گروه ها و کشور ها باز تعریف گردد تا همه به دنبال یک هدف واحد که اعتلای جهانی اسلام است پیکره جهان اسلام را از جهت کمی و کیفی گسترش دهند .
در وحله اول باید محوریتی برای جهان اسلام ایجاد شود که ایران مستعد این وظیفه است . در مرحله بعد باید کشورهای اسلامی دست به رشد سریع اقتصادی و کمک به کشورهای عقب مانده تر اسلامی نمایند .
نوشته شده توسط عباس حسين زاده در جمعه 14 دی1386 ساعت 19:37 | لینک ثابت |
آیا به شباهث میان کلمه آرماگدون با آرمانگرایان توجه کرده دو ایدئولوژی در مقابل یکدیگر . آرمانگرایی اسلامی ایرانی در مقابل آرمانگرایی صهیونیستی . بهتر نیست به جای آرماگدون از کلمه جنگ آرمانگرایی نام ببریم .
نوشته شده توسط عباس حسين زاده در جمعه 14 دی1386 ساعت 19:36 | لینک ثابت |

abbas hossein zadeh

اگر پرنده از پرواز بترسد , تا آخر عمر اسیر قفس خواهد ماند , پس ای پرنده پرواز کن

ای آسمانی ها قلب خود را از غیر او پاک کنید و به پرواز درآید به سوی معشوقه عالم

نوشته شده توسط عباس حسين زاده در سه شنبه 11 دی1386 ساعت 1:53 | لینک ثابت |
استقلال اکراد در عراق با طرح فدرالیسم آمریکایی تهدیدی برای جدایی طلبی کردها در کشورهای ایران , ترکیه و سوریه خواهد شد . لذا تشکیل جلسه فوری میان چهار کشور همسایه در این رابطه بسیار ضروری می نمایید . البته هدفی که آمریکا از این راه به دنبال آن است در ایران موفق نخواهد بود , زیراوضعیت وتعامل دولت ایران با کردها دقیقا برعکس کشورهای همسایه است به صورتی که روش ایشان عموما بر فشار ـ تضعیف ـ کنار زدن از قدرت و منفعل نمودن اکراد استوار است در حالی که برخورد جمهوری اسلامی با کردها دارد به نوعی بر تعامل دو طرفه استوار است . لذا کردها در ایران خود را جدا از ایران و ایران را جدا از خود نمی دانند .
نوشته شده توسط عباس حسين زاده در چهارشنبه 5 دی1386 ساعت 3:38 | لینک ثابت |